خرید بک لینک
گر مرد نام و ننگی از کوی ما گذر کنما ننگ خاص و عامیم از ننگ ما حذر کنسرگشتگان عشقیم نه دل نه دین نه دنیاگر راه بین راهی در حال ما نظر کنتا کی نهفته داری در زیر دلق زنارتا کی ز زرق و دعوی، شو خلق را خبر کنای مدعی زاهد غره به طاعت خودگر سر عشق خواهی دعوی ز سر بدر کندر نفس سرنگون شو گر میشوی کنون شوواز آب و گل برون شو در جان و دل سفر کنجوهرشناس دین شو مرد ره یقین شوبنیاد جان و دل را از عشق معتبر کناز رهبر الهی عطار یافت شاهیپس گر تو مرد راهی تدبیر راهبر کن

برچسب: نویسنده: دانیال حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 4 ارديبهشت 1402 ساعت: 18:04

یارا بهشت صحبت یاران همدم استدیدار یار نامتناسب جهنم استهر دم که در حضور عزیزی برآوریدریاب کز حیات جهان حاصل آن دم استنه هرکه چشم و گوش و دهان دارد آدمیستبس دیو را که صورت فرزند آدم استآن است آدمی که در او حُسنِ سیرتییا لطف صورتیست، دگر حشو عالم استهرگز حسد نبرده و حسرت نخوردهامجز بر دو روی یار موافق که در هم استآنان که در بهار به صحرا نمیروندبوی خوش ربیع بر ایشان محرم استوان سنگدل که دیده بدوزد ز روی خوبپندش مده که جهل در او نیک محکم استآرام نیست در همه عالم بهاتفاقور هست در مجاورت یار محرم استگر خون تازه میرود از ریش اهل دلدیدار دوستان که ببینند مرهم استدنیا خوش است و مال عزیز است و تن شریفلیکن رفیق بر همه چیزی مقدم استمُمسِک برای مال همهساله تنگدلسعدی به روی دوست همهروزه خرم است

برچسب: نویسنده: دانیال حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 4 ارديبهشت 1402 ساعت: 18:04

صفحه بندی